خوانش روانکاوانه نقاشی های دوره آبی پیکاسو در پرتو نظریه سکوپوفیلیای لاکان: بازنماییِ سوگواری، غریزه نگاه و دیگریِ مطلق
دوره 1، شماره 1 (پاییز)، 1404، صفحات 49 - 55
نویسندگان : فاطمه سادات حسینی* 1
1 - گروه هنر ،دانشگاه ملی مهارت، شیراز، ایران
چکیده :
دوره آبی پابلو پیکاسو (۱۹۰۱-۱۹۰۴) یکی از پیچیده ترین و تأثیرگذارترین دوره های دراماتیک در هنر مدرن است که با تسلط رنگ های سرد و تیره و مضامین سوگواری، فقر و تنهایی مشخص می شود. این پژوهش با رویکردی توصیفی-تحلیلی و بهره گیری از روش کتابخانه ای، به واکاوی آثار این دوره از منظر نظریه سکوپوفیلیای ژاک لاکان می پردازد. مسئله اصلی این پژوهش آن است که چگونه نگاه در نقاشی های دوره آبی، میانِ سوژه نگاه کننده و ابژه منظر (دیگری) در نوسان است و چگونه این نوسان بازتابی از موقعیت سوژه در مرحله آینه و ورود به نمادین است. فرضیه اصلی مقاله بر این استوار است که نگاه در آثار دوره آبی، صرفاً یک عمل ادراکی نیست، بلکه مکانیسمی برای مواجهه با فقدان و «چیزی» (objet petit a) است که در سایه مرگ و فقر نهفته است. نتایج نشان می دهد که پیکاسو با استفاده از کشش های دراز و فرم های منحنی، نه تنها بدن رنج کشیده را بازنمودی می کند، بلکه نگاه بیننده را به دامی از احساس گناه و همدردی می کشاند که در نظریه لاکان به عنوان «لذتِ مازاد» قابل تحلیل است. این پژوهش نشان می دهد که سکوپوفیلیا در این آثار، فراتر از شهوت بصری، به نوعی «خیره شدن به نیستی» بدل شده است.